نقشه مغزی
این نقشه مغزی با دستگاه آلفا ثبت شده است. نقشه به بررسی مغز در سطح عصبی می پردازد. داشتن اطلاعات از فعالیت مناطق مغزی، وضعیت ریتم ها و ارتباط شبکه ها، دید داده محوری درباره وضعیت شناختی و کارکرد مغز می دهد.



این نقشه از کجا آمده است؟
نقشه مغزی، حاصل ثبت سیگنال مغزی، پردازش داده ها و مقایسه آن
با الگوهای نرمال است.
ثبت سیگنال مغزی
فرد در یک محیط آرام مینشیند، کلاه ثبت سیگنال مغزی روی سر او قرار میگیرد. فعالیت مغز در حالتهای مختلف مانند چشم باز و چشم بسته ثبت میشود

پردازش دادهها
سیگنالهای خام EEG توسط نرمافزار آلفا پردازش میشوند. الگوریتمهای پیشرفته نویز را حذف کرده و دادهها را در باندهای فرکانسی مختلف تحلیل میکنند.

مقایسه با الگوهای نرمال
دادههای پردازششده با پایگاه دادهای از افراد سالم مقایسه میشوند. انحرافات معنادار به صورت نقشه رنگی نمایش داده شده و گزارش بالینی آماده میشود.

ثبت سیگنال مغزی

فرد در یک محیط آرام مینشیند، کلاه ثبت سیگنال مغزی روی سر او قرار میگیرد. فعالیت مغز در حالتهای مختلف مانند چشم باز و چشم بسته ثبت میشود
پردازش دادهها

سیگنالهای خام EEG توسط نرمافزار آلفا پردازش میشوند. الگوریتمهای پیشرفته نویز را حذف کرده و دادهها را در باندهای فرکانسی مختلف تحلیل میکنند.
مقایسه با الگوهای نرمال

دادههای پردازششده با پایگاه دادهای از افراد سالم مقایسه میشوند. انحرافات معنادار به صورت نقشه رنگی نمایش داده شده و گزارش بالینی آماده میشود.
این نقشه چه چیز را نشان می دهد؟
در نقشه مغزی، در واقع فعالیت نواحی مختلف مغز را بررسی میکنیم. همان نواحیای که سیگنال آنها از طریق الکترودهای روی سر ثبت شده است.
فعالیت نواحی مختلف مغزی
نشان می دهد هر بخش از مغز نسبت به سایر نواحی مغز همان شخص چقدر فعال است.

مقایسه با الگوی نرمال
مشخص می شود این فعالیت ها در قیاس با الگوی مغز «افراد سالم» چه وضعیتی دارد.

هماهنگی بین نواحی مختلف
بررسی می کند بخش های مختلف مغز چه قدر با هم هماهنگ کار می کنند

تقارن و زمان بندی
نشان می دهد دو نیمکره مغز، چه قدر متقارن اند و ارتباط ها چه قدر به موقع انجام می شود.

مجموع این اطلاعات دید ارزشمندی درباره نحوه کارکرد مغز به ما می دهد. هر مشکلی در کارکرد مغزی با اختلالات روانی مرتبط است.
توضیح مفاهیم نقشه مغزی
در این قسمت، به تفصیل درباره هر یک از مفاهیم نقشه مغزی و اطلاعات بالینی قابل دریافت از آن صحبت کرده ایم.
توان مطلق (Absolute Power)

توان مطلق نشان میدهد که هر ناحیه از مغز، در یک فرکانس مشخص (مثل تتا، آلفا یا بتا) چقدر فعالیت دارد. به زبان ساده، داریم میبینیم «شدت فعالیت» مغز در هر بخش چقدر است. در نقشه مغزی، این مقدار برای هر ناحیه با جامعه نرمال (افراد سالم) مقایسه میشود. اگر فعالیت یک ناحیه در محدوده طبیعی باشد، به رنگ سبز دیده میشود؛ اگر بیشتر از حد معمول باشد به سمت قرمز و اگر کمتر باشد به سمت آبی میرود. به این شکل میتوان خیلی سریع دید کدام نواحی مغز در چه فرکانسهایی دچار پرکاری یا کمکاری هستند و از الگوی طبیعی فاصله دارند.
توان نسبی (Relative Power)

توان نسبی نشان میدهد سهم هر باند فرکانسی از کل فعالیت مغز در یک ناحیه چقدر است. یعنی بهجای اینکه فقط شدت یک فرکانس را ببینیم، بررسی میکنیم هر فرکانس چه نسبتی از کل فعالیت آن ناحیه را به خودش اختصاص داده است. این شاخص کمک میکند بفهمیم «تعادل» بین فرکانسها چگونه است. مثلاً ممکن است توان مطلق طبیعی باشد، اما سهم تتا نسبت به بقیه فرکانسها بیشتر شده باشد. این عدم تعادل معمولاً در مقایسه با جامعه نرمال مشخص میشود و میتواند نشانهای از تغییر در نحوه عملکرد مغز باشد.
عدم تقارن (Asymmetry)

عدم تقارن نشان میدهد که فعالیت دو نیمکره مغز (چپ و راست) در یک ناحیه مشخص چقدر با هم متفاوت است. به زبان ساده، بررسی میکنیم آیا دو سمت مغز در یک عملکرد خاص «متعادل» هستند یا یکی فعالتر از دیگری است. در نقشه مغزی، این تفاوت هم با جامعه نرمال مقایسه میشود. اگر اختلاف بین دو سمت در محدوده طبیعی باشد، یعنی تعادل برقرار است. اما اگر این تفاوت زیاد شود، به صورت عدم تقارن دیده میشود و میتواند نشاندهنده تغییر در نحوه پردازش مغز باشد.
هماهنگی (Coherence)

کوهرنس نشان میدهد که نواحی مختلف مغز چقدر با هم هماهنگ و همزمان فعالیت میکنند. به زبان ساده، بررسی میکند که آیا دو بخش از مغز «با هم کار میکنند» یا هر کدام جداگانه و بدون هماهنگی عمل میکنند. در نقشه مغزی، این شاخص هم با جامعه نرمال مقایسه میشود. اگر کوهرنس در محدوده طبیعی باشد، یعنی ارتباط بین نواحی مغز متعادل است. اگر خیلی بالا باشد (over-coherence)، ممکن است نشاندهنده ارتباط بیشازحد و rigid باشد، و اگر خیلی پایین باشد (under-coherence)، میتواند به معنی ضعف در ارتباط و هماهنگی بین نواحی باشد.
تأخیر فاز (Phase Lag)

تاخیر فاز نشان میدهد که نواحی مختلف مغز از نظر زمانی چقدر هماهنگ هستند—یعنی آیا سیگنالها دقیقاً همزمان بین بخشهای مختلف رد و بدل میشوند یا با تاخیر. به زبان ساده، اگر کوهرنس بگوید «آیا دو ناحیه با هم در ارتباط هستند»، تاخیر فاز میگوید «این ارتباط چقدر بهموقع و دقیق انجام میشود». در نقشه مغزی، این شاخص هم با الگوی نرمال مقایسه میشود. اگر زمانبندی بین نواحی طبیعی باشد، یعنی انتقال اطلاعات بهدرستی انجام میشود. اما اگر تاخیر وجود داشته باشد، میتواند نشاندهنده کندی یا ناهماهنگی در ارتباط بین بخشهای مغز باشد.
کاربردهای نقشه مغزی
در این بخش در شش محور، به بررسی کاربردهای نقشه مغزی در تشخیص بالینی می پردازیم. هر بخش با یک نمونه واقعی توضیح داده شده است.
خانم ۲۸ ساله
حواس پرتی، بی قراری و افت تمرکز
کوموربیدیتی
- کاهش تمرکز، احساس خستگی دائمی
- بیعلاقگی به کار
- نگرانی مداوم درباره آینده و اشتباه کردن
- I.کاهش فعالیت فرونتال چپ (Low Beta)
- II.افزایش High Beta در فرونتو-تمپورال راست
- III.هایپرکوهرنس بین فرونتال چپ و تمپورال راست
- IV.تتا نسبتاً بالا در نواحی سنترال
فرضیه پیشنهادی نهایی
یافتههای نقشه مغزی فرضیه «کوموربیدیتی اضطراب و افسردگی» را تأیید میکند؛ کاهش تمرکز در این بیمار، ثانویه به تعامل این دو حالت و نه نقص توجه مستقل است.

ALPHA Pro با استانداردهای بالینی روز دنیا طراحی شده تا دنیایی قابل اعتماد، دقیق و تکرارپذیر در اختیار شما بگذارد.

ALPHA Pro با استانداردهای بالینی روز دنیا طراحی شده تا دنیایی قابل اعتماد، دقیق و تکرارپذیر در اختیار شما بگذارد.